معماری بیوفیلیک چیست و از کجا سرچشمه میگیرد؟ امروزه معماری و طراحی دارای سبک های متعددی است. یک معمار حاذق باید تمامی این ها را بشناسد و با آنها آشنا باید. تا درصورت لزوم بتواند از سبک های متنوع در جای درست استفاده نماید. اما در این مقاله قصد داریم شما را با معماری بیوفیلیک آشنا کنیم. با فرید-ارجمند همراه باشید تا به سرآغاز معماری بیوفیلیک بپردازیم:
تعریف بیوفیلیک
طراحی بیوفیلیک(Biophilic architecture) یا همان معماری زیست دوست، طراحی و ساخت با توجه به طبیعت در ذهن است. این به معنای تلفیق ساختمان ها با پوشش گیاهی سبز و یا چمن و سبز نمودن ساختمان ها نیست. شاید طبیعت گرایی و پوشش گیاهی در این سبک به وفور یافت شود اما به تنهایی موجب ایجاد معماری بیوفیلیک نمی شود.
ادوارد اُ. ویلسون، زیستشناس، مفهوم بیوفیلیا را در کتاب Biophilia گسترش داد. طراحی زیستدوست به رابطه انسان با طبیعت در محیط ساختهشده میپردازد و تنها با تعداد گلدانها یا سبز کردن نما تعریف نمیشود.
طراحی معماری بیوفیلیک نیز در راستای عشق انسان به طبیعت است. معماری بیوفیلیک به جایگاه انسان در طبیعت و همچنین جایگاه جهان هستی در زندگی بشریت می پردازد. تاثیراتی که محیط اطراف و طبیعت بر روح انسان و زندگی جسمانی وی میگذارد به طور اساسی و ریز بینانه ای در معماری بیوفیلیک بررسی شده است.
آغاز ایده معماری بیوفیلیک
ارتباط انسان و طبیعت و ارزش گذاری این ارتباط در طراحی بیوفیلیک به وضوح دیده می شود. اما ایده طراحی بیوفیلیک یا زیست دوست از کجا آغاز شد؟
این ایده زمانی آغاز شد که شناخت انسان نسبت به محیط و جهان هستی و همچنین سیر تکاملی انسان بیشتر شد.سلامت روحی و جسمی، رشد فکری، بهره وری بیشتر و … مورد توجه قرار گرفت. همچنین توجه به محیط زیست و جانداران دیگر در ارتباط با زندگی انسان و نقش اساسی آنها نیز ثابت شد.

ویژگی های معماری بیوفیلیک
وجود گیاهان :
وجود گیاهان میتواند بخشی از تجربه تماس با طبیعت باشد؛ نتیجه به کیفیت طراحی، کاربران و شرایط فضا وابسته است. ادعای افزایش بهرهوری در هر محیط یا رشد جسمی قطعی با افزودن گیاه درست نیست. معماری پایدار و معماری سبز مفاهیم مرتبط اما متفاوتی هستند.
بنابراین با توجه به کاربرد فضا نوع گیاه مورد نظر انتخاب شده و سپس در قسمت های خاصی از فضا این گیاهان قرار داده می شوند که امکان رشد انها همراه با رشد فکری و جسمی انسان باشد.
نور طبیعی :
نور طبیعی در تجربه فضا نقش دارد، اما بزرگی پنجره بهتنهایی کافی نیست. جهت تابش، خیرگی، گرما و حریم باید بررسی شوند. نور و امکان دید به بیرون را باید با نیاز کاربر و عملکرد فضا هماهنگ کرد، نه بهعنوان تضمین سلامت روان همه افراد.
رنگ های موجود در طبیعت:
انواع رنگ ها در طبیعت وجود دارند. اما شاید بیشترین رنگی که شما را به یاد طبیعت می اندازد رنگ سبز و آبی به یاد گیاهان و دریا باشد. رنگ هایی که بیشتر در طبیعت یافت می شوند موجب آرامش و صلح انسانی می باشد. معماری بیوفیلیک بر روی پالت رنگی طبیعت تاکید داشته و بر پایه ان طرح ریزی می گردد.
آب:
وجود آب در طراحی های معاصر ایرانی نیز یکی از مواردی است که طراحی بیوفیلیک را یادآور می شود. در گذشته در معماری و طراحی از آبنما، حوضچه های کوچک و یا بزرگ آب استفاده می شد. این حوضچه ها هم تامین کننده آب مصرفی بودند و هم با توجه به روحیات انسان ساخته می شدند. صدای آرامش بخش آب در خانه های قدیمی ایرانی همواره موج میزد. همچنین طبیعت نیز بر پایه آب بنا شده است. آب سبب جمع شدن جانوران در جایگاه هایی نیز هست.
پس در معماری بیوفیلیک نقش آب بسیار پر اهمیت است اما نه اسراف گونه. بلکه با طراحی مدرن و بسیار جذاب تر از گذشته.
متریال های طبیعی مانند چوب:
استفاده از متریال های طبیعی در معماری بیوفیلیک شما را به طبیعت نزدیک میکند. سنگ های طبیعی، خشت های خام و چوب و …
این متریال چه در خارج ساختمان و چه در طراحی داخلی به نحوی بر انسان و رابطه بین انسان و طبیعت تاثیر گذار است. کفپوش هایی از جنس چوب طبیعی در خانه ها و لمس آنها توسط پای انسان می تواند انرژی دوچندانی به فضا ببخشد.

نمای ساختمان بیوفیلیک
نمونههایی از تلفیق گیاه، نور و تهویه در معماری معاصر ویتنام دیده میشود، اما نمیتوان این ویژگی را به همه ساختمانهای یک کشور نسبت داد. نمای ساختمان باید علاوه بر تجربه طبیعت، با نگهداری، حریم و کارکرد هماهنگ باشد.
نمونه های معماری بیوفیلیک
هتل chicland
هتل ها همواره پذیرای مسافرانی از سراسر جهان هستند. بهترین گزینه برای افراد در هتل طراحی مناسب است که آرامش را به افراد هدیه دهد.

مرکز درمان سرطان لانارکشر
مرکز حمایتی سرطان در لانارکشر نمونهای برای مطالعه رابطه فضا، باغ و تجربه کاربران است. طراحی محیط حمایتی را نباید درمان سرطان یا اثبات بهبود پزشکی در اثر معماری معرفی کرد.

مهد کودک مریم مقدس در بریتانیا
در فضای آموزشی میتوان فرصت مشاهده و تجربه طبیعت را فراهم کرد، اما رشد و خلاقیت همه کودکان نتیجهای یکسان و تضمینی ندارد. نمونه مهدکودک تنها برای بحث درباره فضا و طبیعت مطرح است.

زیستدوست بودن را با کیفیت تجربه بسنجید
نور همراه با کنترل خیرگی، دید به طبیعت، تنوع بافت و امکان انتخاب محل نشستن میتوانند بخشی از رویکرد باشند. آبنما یا گیاه الزام همه پروژهها نیست. نیاز به آب، نظافت، ایمنی و حساسیت کاربران نیز باید بررسی شود. این مقاله بر تعریف و عناصر رویکرد متمرکز است؛ بررسی درمانی یا طراحی اجرایی دیوار سبز موضوع مستقل است.
برای چارچوب مطالعه میتوان الگوهای طراحی زیستدوست Terrapin را خواند. استفاده از الگوها باید با محدودیت و شواهد همان پروژه همراه شود.
در طراحی نما زیستدوست نیز محل کاشت، سایه و دسترسی نگهداری باید با سازه و پوسته ساختمان هماهنگ شود.
