روند طراحی نما
رویکرد کلی اینجانب در این مقاله، طراحی نماهای موجود در بازار معماری ایران است، پروژه هایی که در این مقاله به آن پروژه های محدود میگوییم.
طراحی ای که طراحان در سالهای اولیه کاری خود با آن مواجه میشوند و نحوه برخورد طراح با هریک از مشکلات پنهانی موجود در بازار که رسیدن به آنها مستلزم صرف وقت و هزینه بسیار زیادی است. ( در مقاله ی مفهوم مارکت در معماری به تفاوت پروژههای با آزادی طراحی بیشتر و پروژههای دارای محدودیتهای تثبیتشده پرداختهایم)
به طور کلی رشته های هنری طابع قوانین و اساس خیلی دقیقی نیستند و در هر لحظه از عمر خود در حال تکامل از شکلی به شکل دیگر هستند، اما در هر دوره زمانی یک سری چهار چوب کلی را شامل میشوند.
کانسپت در معماری
کانسپت در لغت به معنی فکر و تصور کلی است.
کانسپت در معماری را میتوان به طور کلی هدف کلی طراحی و یا زبان معمار برای تبادل اندیشه با مخاطب است که مقاله های زیادی به آن اشاره شده و در این مقاله از تکرار آن صرف نظر میکنیم.

اما در این مارکت تعریف متفاوت تر و اختصاصی تری میتوان بیان کرد.
تعریفی که کاملا تجربی و بر اساس فضای حاکم بر معماری ایران است و آن را اینطور میتوان بیان کرد:
توسعهٔ یک ایدهٔ منسجم که به شرایط موجود پروژه پاسخ دهد و مبنای تصمیمهای بعدی دربارهٔ بازشوها، ریتم، مصالح و جزئیات قرار گیرد
علت اینکه تعریف متفاوت تری از کانسپت میدهیم در واقع بستر معماری متفاوتی است که در ابتدای کار ممکن است با آن مواجه باشیم
تصویر بالا نمونه ای از یک پروژه است که در دانشگاه ها در ذهن ما پرورش یافته در حالی که ممکن است در مرحله ای کاملا متفاوت همچون تصویر زیر همکاری ما با کارفرما آغاز شود

وضع موجود نما ممکن است دارای بالکن های نا متعارف باشد و یا بازشوهای موجود با توجه به فضای داخلی پشت آن در شرایط نا متعارفی قرار بگیرد ( به عنوان مثال زمانی که آشپزخانه به نما میچسبد و پنجره های آن تحت تاثیر کابینت ها محدود میشوند) و یا محل قرارگیری ستون ها و همچنین کنسول هایی که از عمق های برابر برخوردار نیستند و موارد بیشمار دیگر
در طرح زیر کنسول های طبقات پایینی پیش آمدگی بیشتری دارند که در این طرح به شکلی که ملاحضه میکنید طراحی پایه کلاسیک ( منظور سه قسمت پایه، ساقه و تاج در نماهای کلاسیک است) به شکل برجسته تری طراحی شده که این مساله را پوشش دهد.

در این نمونه، اختلاف پیشآمدگی طبقات بخشی از بستر طراحی بوده و ترکیببندی نما برای پاسخ به آن توسعه یافته است. هماهنگی بصری بهتنهایی جای بررسی سازهای و جزئیات اجرایی را نمیگیرد.
تصویر بعدی، نمونهٔ معرفیشده در نسخهٔ اولیهٔ مقاله از پروژهٔ مهندس نیکبخت در نیاوران است؛ در بررسی نمونهها باید نقش ایده در پاسخ به شرایط پروژه را از تقلید ظاهری جدا کرد.

نقش زبان کلاسیک در نمونهٔ طراحی
در نمونههای کلاسیک، تناسبات، نظم بازشوها و تقسیمبندی کلی نما از ابزارهای ترکیببندی هستند. در این مقاله فقط نقش آنها در روند طراحی بررسی میشود؛ تاریخ سبکها موضوع مستقلی است.
اصطلاح «نمای رومی» در بازار ایران همیشه معادل دقیق معماری روم باستان نیست. برای انتخاب زبان طرح باید ویژگیهای خود پروژه، زمینهٔ شهری و محدودیت اجرا را بررسی کرد.
ستونها، قابها و خطوط افقی باید در یک ساختار منسجم قرار گیرند. افزودن عناصر تزئینی بدون تناسب و هماهنگی با بازشوها، جایگزین ایدهٔ کلی طراحی نیست.

تناسبات در طراحی نما
تناسبات رابطهٔ اندازهٔ بخشهای نما با یکدیگر و با کل ساختمان است. نسبت طلایی یکی از ابزارهای هندسی قابل بررسی است، نه نسخهٔ الزامی یا تضمین زیبایی برای همهٔ نماها.
نسبت طلایی یا عدد فی (ϕ) (به انگلیسی: Golden ratio) در ریاضیات و هنر هنگامی رخ میدهد که نسبت بخش بزرگتر به بخش کوچکتر، برابر با نسبت کل به بخش بزرگتر باشد.
نماد فی برای نسبت طلایی به کار میرود. پیوند تاریخی نام آن با فیدیاس را نباید مدرک استفادهٔ قطعی از این نسبت در همهٔ آثار باستانی دانست. مقدار این عدد تقریباً ۱٫۶۱۸۰۳ است.

تناسبات در طراحی نمای معماری گذشته
نمودارهای هندسی میتوانند به مطالعهٔ تناسب کمک کنند، اما انطباق یک تصویر با خطوط هندسی بهتنهایی قصد طراح یا نسبت دقیق ابعاد بنا را اثبات نمیکند.
برای ادعای وجود یک نسبت مشخص، باید ابعاد معتبر و قابل مقایسه در یک واحد اندازهگیری در دست باشد. نسبت اجزای بدن انسان نیز یک عدد ثابت و یکسان برای همهٔ افراد نیست.

در نسخهٔ قدیمی، چند نسبت عددی به بناهایی مانند برج آزادی، بیستون و پل ورسک نسبت داده شده بود. بدون سند اندازهگیری نمیتوان این نمونهها را شاهد قطعی نسبت طلایی دانست. حتی از نظر حساب نیز ۶۳ تقسیم بر ۴۲ برابر ۱٫۵ و ۵ تقسیم بر ۳ تقریباً ۱٫۶۶۷ است؛ هیچیک دقیقاً عدد طلایی نیست. مقایسهٔ طول بر حسب کیلومتر با عرض بر حسب متر بدون یکسانکردن واحدها نیز معتبر نیست.
تعریف و مقدار نسبت طلایی در Wolfram MathWorld توضیح داده شده است. در روند طراحی نما، ابتدا تناسبات را با ابعاد واقعی و عملکرد بازشوها بسنجید، سپس در صورت مفیدبودن از یک شبکهٔ هندسی برای نظمدادن به ترکیب استفاده کنید.



مرد ویترویوسی
«مرد ویترویوسی» اثر لئوناردو داوینچی، مطالعهای دربارهٔ تناسبات بدن انسان در ارتباط با دایره و مربع است؛ این تصویر را نباید پرترهٔ ویترویوس یا اثبات یک نسبت ثابت برای تمام بدنهای انسانی معرفی کرد.
این طراحی، بدن برهنه ی مردی را در دو حالت نشان میدهد که درون یک دایره و مربع محاط شده است.
این نمونه، جایگاه مطالعهٔ هندسه و اندازه را نشان میدهد. در طراحی یک ساختمان واقعی، تناسبات باید همراه با کاربری، ابعاد فضاها و شرایط فنی بررسی شوند.
روند طراحی نما کلاسیک رومی در شرکت معماری فرید – ارجمند
از دیگر تقسیم بندی ها در رون طراحی نما رومی تقسیم بندی (( پایه ))، (( ساقه )) و (( تاج )) است که تاثیر بسزایی در تناسبات بصری یک نمای کلاسیک دارد.
پایه
در این تقسیم بندی طبقات پایینی نما را کمی مجلل تر و سنگین تر و با جزئیات و سایه اندازی بیشتر طراحی میکنیم.
تاج
طبقه یا طبقات بالای نما را به تاج اختصاص داده این قسمت را هم مجلل تر طراحی میکنیم.
ساقه
قسمت میانی نما تحت عنوان ساقه نما کمی ساده تر و با ریتم تکراری حدفاصل پایه تا تاج را در بر میگیرد و بیشتر مساحت نما به این قسمت تعلق میگیرد. اینکه چه تعداد طبقه ای را به پایه یا ساقه یا تاج نسبت دهیم به تعداد طبقات ساختمان بستگی کامل دارد. گاها در ساختمان های کمتر از 4 طبقه قسمت تاج طبقه ای را در بر نمیگیرد و صرفا قسمت جانپناه برای تاج اختصاص میابد.


ادامه … .
به زودی
مصطفی فرید | https://www.instagram.com/mostafa___farid/
مراحل طراحی نما؛ از برداشت تا نقشهٔ اجرا
شروع طراحی نما با شناخت وضع موجود است: ابعاد واقعی، سازه، محل بازشوها، ارتفاع طبقات، پیشآمدگیها، همسایگی و کاربری فضاهای پشت نما را ثبت کنید. اگر نقشههای موجود با اجرا تفاوت دارند، این اختلاف باید پیش از مدلسازی مشخص شود. هدف پوشاندن ظاهری مشکل نیست؛ ابتدا باید معلوم شود چه چیزی قابل تغییر و چه چیزی ثابت است.
۱. تعریف مسئله و محدودهٔ تصمیمها
انتظار کارفرما، بودجه، زبان مطلوب طرح و خروجی مورد نیاز را روشن کنید. تغییر پنجره، بالکن یا حجم ممکن است به هماهنگی با طراح سازه، ضوابط و مجوز نیاز داشته باشد. تفکیک تصمیمهای آزاد از محدودیتهای قطعی، از تولید گزینههایی که امکان اجرا ندارند جلوگیری میکند.
۲. ساخت گزینههای اولیه و مقایسهٔ آنها
چند گزینهٔ محدود با منطق مشخص تهیه کنید؛ برای مثال یک گزینه بر ریتم عمودی و دیگری بر امتداد خطوط افقی تکیه کند. هر گزینه را با بازشوها، ورودی، پیشآمدگیها و نمای همسایه بسنجید. یک تصویر جذاب کافی نیست؛ ایده باید در گوشهها و بخشهای متفاوت ساختمان هم قابل ادامه باشد.
۳. کنترل تناسب و هماهنگی مصالح
اندازه و فاصلهٔ قابها، خطوط طبقات و بخشهای توپر را در ارتفاع و زاویهٔ دید واقعی بررسی کنید. انتخاب مصالح باید با ضخامت، وزن، روش نصب، دوام و امکان نگهداری هماهنگ باشد. طراحی مدرن یا کلاسیک و انتخاب نوع سنگ، موضوعات مستقلی هستند؛ اینجا معیار، نقش آنها در فرایند تصمیمگیری است.
۴. توسعهٔ جزئیات پیش از ارائهٔ نهایی
محل اتصال مصالح، آبچکانها، لبهٔ پنجره، جانپناه، تجهیزات و نقاط دسترسی برای نگهداری را بررسی کنید. هر بخش برجسته باید روش اتصال و پشتیبانی متناسب داشته باشد. رندر جای نقشهٔ اندازهگذاریشده، مقطع و هماهنگی تخصصی را نمیگیرد.
۵. ثبت تأییدها و تحویل هماهنگ
اصلاحات را با شمارهٔ نسخه و تصمیمهای تأییدشده ثبت کنید تا تصویر نهایی، نقشهها و مشخصات مصالح به یک نسخه اشاره کنند. اگر هنگام اجرا شرایط تازهای آشکار شد، راهحل باید در اسناد پروژه ثبت شود. این روند کمک میکند فاصلهٔ میان ایدهٔ نما و اجرای آن کمتر شود.
