مفهوم مارکت در معماری
آیا دو شخص حقیقی یا حقوقی که هر دو در یک رشته مشغول فعالیتند و خدمات مشابهی را به مشتریان خود بدهند و حتی در یک منطقه ی جغرافیایی فعالیت دارند به این معنی است که این دو با هم رقیب هستند؟
آیا شما هم در زمان شروع یک فعالیت تجاری ابتدا فقط بیزینس های بزرگ آن رشته ی کاری را در سر تجسم میکنید و الگو برداری میکنید؟ در حالی که قرار نیست شما بیزینس خود را از آن سطح شروع کنید.
برای شناخت بهتر مارکت خود ابتدا باید سطح رقیب خود را بشناسید
رقیب واقعی شما کیست؟

این شما هستید که در مسیر خود دانسته یا ندانسته تصمیم میگیرد کدام مخاطب را تحت تاثیر قرار دهید و دقیقا چه نیاز هایی از آن مشتری را هدف بگیرید.
به طور مثال اگر به عنوان یک طراح معماری همکاری دارید که 1. در حوزه جغرافیایی شماست 2. خدمات مشابه شما را میدهد 3. اعتبار برند آنها نزدیک به شماست 4. گرایش و سبک طراحی مشابهی دارد ، این همکار در این لحظه رقیب شانه به شانه شماست. چرا که شما و این همکار در یک مارکت قرار دارید.
هرچند ممکن است در طول زمان مارکت شما از هم فاصله بگیرد که در این صورت رقابت شما کمرنگ تر خواهد شد.
بسیار مهم است در مراحل ابتدایی بیزینس خود تجسم کلی ای از نقطه ی نهایی بیزینس خود در سر داشته باشید
تا اینکه از این مارکت به آن مارکت دنبال مشتری و موفقیت بگردید.
اما از مارکت چه میدانید؟
مارکت چیست؟
یک بیزینس را در ذهن خود تصور کنید.
از حوزه صنایع غذایی همچون رستوران گرفته تا نمایشگاه خرید و فروش خودرو ویا هر نوع فعالیت خدماتی همچون تعمیرات لوازم صوتی تصویری و یا خدمات معماری فرض کنید. ما در ابتدای کار از یک بیزینس کوچک شروع به فعالیت میکنیم.
تصور ما از این بیزینس، در لحظه ای که هنوز به طور جدی با آن دست و پنجه نرم نکرده ایم چگونه خواهد بود؟
فقط و فقط بیزینس های برجسته در آن حوزه در ذهن ما الگو سازی شده.

به عنوان مثال زمانی که میخواهید یک رستوران شروع کنید شما قطعا رستوران های برجسته ی شهر و یا کشور را به عنوان الگو در ذهن دارید. این در حالی است که شما قرار است در سطحی کاملا متفاوت از آنها فعالیت خود را شروع کنید و اغلب مشکلاتی که این دو فعالیت با آن دست و پنجه نرم میکنند از جنس هم نیست چرا که این دو بیزینس در دو سطح کاملا متفاوت در حال فعالیت هستند.

این به این معنی است که این دو فعالیت مارکت برابری ندارند چرا که مخاطبان متفاوت و سطح خدمات متفاوتی دارند.
در بیزینس طراحی معماری هم با شرایط مشابهی روبرو خواهیم شد.
مارکت در بازار معماری
زمانی که در حوزه دانشگاهی در حال مطالعه هستیم با مارکت های بسیار قدرتمندی در این حوزه آشنا میشویم ولی زمانی که استارتاپ میکنیم اتفاقات جوری رقم میخورد که گاها شوکه میشویم و حتی شکست سنگینی را متحمل میشویم.
آموزش دانشگاهی و کار حرفهای یکسان نیستند. بعضی فارغالتحصیلان در شروع فعالیت با فاصلهای میان تجربهٔ طراحی در دانشگاه و نیازهای واقعی کارفرما، اجرای ساختمان و مدیریت پروژه روبهرو میشوند.
این فاصله میتواند به برنامهٔ آموزشی، فرصت کارآموزی، تجربهٔ فردی و نوع پروژههایی که دانشجو انجام داده مرتبط باشد؛ نمیتوان برای همهٔ دانشگاهها یا دانشجویان یک حکم واحد صادر کرد.
از این رو …
تجربهٔ عملی میتواند آمادگی برای بازار کار معماری را افزایش دهد
فعالیت در حوزهٔ طراحی یا اجرای معماری در کنار تحصیل، یکی از راههای شناخت این نیازهاست.
شناخت ضوابط و مقررات، تنظیم نقشههای اجرایی و ارتباط با عوامل ساخت، مهارتهایی هستند که باید در کنار دانش نظری و نرمافزار تقویت شوند.
پروژههای با آزادی طراحی بیشتر و پروژههای محدود
در بعضی تمرینهای دانشگاهی، امکان بازنگری در حجم، پلان و ساختار کلی پروژه بیشتر است. برای مقایسه با پروژههای دارای اسکلت و پلان تثبیتشده، در این مقاله از تعبیر «پروژههای با آزادی طراحی بیشتر» استفاده میکنیم؛ هیچ پروژهای واقعاً نامحدود نیست.
پروژههای شاخص دفاتر بینالمللی، مانند آثار نورمن فاستر یا زاها حدید، ممکن است از نظر مقیاس، تیم، بودجه و فرایند سفارش با پروژهٔ آغاز کار یک دفتر متفاوت باشند. حتی در طراحی یک ساختمان از ابتدا نیز ضوابط، اقلیم، سازه، بودجه و قابلیت اجرا محدودیت ایجاد میکنند؛ فناوری این ملاحظات را حذف نمیکند.
این پروژه ها آزادی بسیار زیادی برای رسیدن به کانسپت حجمی یا پلان بندی دارند.
اما به عنوان مثال پروژه ای که شخص بنده در بازار معماری ایران برای اولین باز با آن مواجه شدم چنین بستری داشت:

این دقیقا تصویری است که اکثر ما در روز قرارداد طراحی نما با آن مواجه میشویم.
ساختمانی که مرحله ی اسکلت را پشت سر گذاشته، محل قرارگیری فضاهای چسبیده به نما کاملا تعریف شده و همچنین ما حقی در مورد اضافه یا کم کردن بالکن نداریم.
تعریف شدن فضاهای داخلی که به نما ارتباط مستقیم دارند به این معنیست که بازشوهای آن فضا هم تقریبا تعریف شده و ما نمیتوانیم هرطور که طراحی نما زیباتر میشود آنها را کوچک و بزرگ و یا حذف کنیم.
در این مقاله چنین پروژه هایی را، پروژه های محدود مینامیم.

فرقی ندارد که شما در چه رمینه ای کارآفرینی میکنید. به هر حال شما در مراحل ابتدایی فعالیت به طور غیر منصفانه ای با افرادی که بالاتر از شما هستند مقایسه میشوید.
در زمینه ی طراحی کارهایی که به شما میدهند محدودیت های بسیار بالاتری خواهد داشت.
- محدودیت های بیشتری از لحاظ بودجه ی کمتر کارفرما برای انجام پروژه زیباتر.
- محدودیت در مقیاس پروژه و سابقهٔ مورد انتظار کارفرما؛ بعضی سفارشهای بزرگ به تیم، توان مالی یا تجربهٔ اجرایی بیشتری نیاز دارند.
- محدودیت نظر و سلیقه ی کارفرما . ( زمانی که برند شما به اندازه کافی قوی نشده عمدتا کارفرما دخالت زیادی در طرح شما میکند. اما در ادامه مسیر بیزینس خود ، کم کم مارکت شما توسعه یافته و کارفرما ها تکیه بیشتری به خدمات شما خواهند کرد.)
و بسیاری محدودیت های دیگر…
این درحالی است که ممکن است شما از لحاظ علمی و تجربی و نرم افزاری حتی از برخی برند هایی که خیلی از شما بیشتر اسم در کرده اند قوی تر باشید.
گاهی طرحی از همکاران برند مشاهده میکنید و با طرح خود مقایسه میکنید و در دل میگویید اگر چنین ساختمانی با چنین ظرفیت هایی به من داده میشد میتوانستم حتی طرح بهتری ارائه دهم.
اما این افکار را کنار بگذارید و روند رشد طبیعی یک بیزینس را بپذیریذ. این اتفاق کاملا طبیعی است و شما فقط باید سعی کنید هر لحظه با کاهش اشتباهات قبلی و ارتقا در حوزه های فنی و نرم افزاری مسیر سعودی خود را آهسته و پیوسته سپری کنید.
برای موفقیت در مارکت معماری ایران چه باید کرد؟
برای شروع بیزینس خود بسیار مهم است که بدانید دقیقا قصد دارید به چه نقطه ی نهایی ای در بیزینس خود دست پیدا کنید…
آیا قرار است در آینده طراح ساختمان های لوکس باشید؟
آیا میخواهید همانند معمارانی چون دانشمیر در عرصه ی معماری به روز جهانی قدم بگذارید؟
طراحی و دکوراسیون داخلی را دنبال میکنید؟ در این مسیر، سفارش میتواند از طرف مالکان، بهرهبرداران یا سازندگان باشد و محدود به بازسازی نیست.
یا قصد دارید پکیج طراحی ساختمان از نما ، طراحی و دکوراسیون داخلی ، پارکینگ ، روف گاردن و دیگر مشاعات را بطور کامل برای پروژه ها انجام دهید؟
در این حالت غالبا با سازندگان طرف حساب خواهید بود.
آیا میخواهید یک فریلنسر باشید؟
در این حالت باید به کلیه ی کاربری ها از رستوران گرفته تا مسکونی و انواع فضا ها از محوطه سازی ، داخلی و نما آشنایی داشته باشید که بتوانید از همکاران و یا از سایت های فریلنسر کار دریافت کنید
یا اینکه در حوزه CG artist قصد فعالیت دارید؟
در این مسیر، مهارت مدلسازی، نورپردازی، متریال و ارائهٔ بصری اهمیت دارد. نمونهکار مرتبط و شناخت نیاز مشتری میتواند به دریافت سفارش کمک کند، اما تسلط نرمافزاری بهتنهایی تضمین درآمد نیست.
اینها سوالاتی است که در ابتدای مسیر خود حتما باید بررسی کنید.
مسیری را که نمره ی بیشتری به آن میدهید انتخاب کنید.
حتی اگر احتمال زیادی میدهید که ممکن است تغییر کند.
ممکن است در مسیر خود تغییر استراتژی دهید اما در هر صورت باید یک مسیر مشخص داشته باشید حتی اگر احتمال زیادی میدهید که ممکن است تغییر کند.
برای آشنایی با هر یک از این گرایش ها و نیاز های شما در هریک از آنها شما را به خواندن مقاله ای کوتاه با نام بیزینس و بازاریابی معماری در ایران دعوت میکنم
نویسنده: مصطفی فرید
چگونه مارکت هدف دفتر معماری را مشخص کنیم؟
مارکت در این مقاله به بخشی از بازار اشاره دارد که مشتریان آن نیازها، بودجه، محل پروژه و انتظار نسبتاً مشابهی دارند. یک دفتر کوچک طراحی نما لزوماً رقیب مستقیم یک شرکت معماری فعال در پروژههای بزرگ بینالمللی نیست. مقایسه زمانی مفید است که نوع سفارش، دامنهٔ خدمات و توان تحویل دو دفتر نزدیک باشد.
برای شروع، پروژههای انجامشده و پرسشهای کارفرمایان را دستهبندی کنید: چه کسی سفارش میدهد، در چه مرحلهای به شما مراجعه میکند، چه مسئلهای دارد و کدام خروجی را لازم دارد؟ پاسخها کمک میکنند جایگاه دفتر را بر اساس نیاز واقعی تعریف کنید، نه فقط سبک تصویری نمونهکارها.
تمایز دفتر؛ فراتر از شباهت ظاهری طرحها
تمایز میتواند از حل یک مسئلهٔ مشخص به وجود بیاید: هماهنگی نما با اسکلت موجود، ارائهٔ جزئیات قابل اجرا، روشنکردن دامنهٔ خدمات یا پیگیری منظم تصمیمها. دو دفتر با زبان بصری مشابه ممکن است مشتریان متفاوتی داشته باشند، چون سطح خدمات و روش همکاری آنها فرق میکند.
نمونهکار نیز بهتر است محدودیت پروژه، نقش دقیق تیم و خروجی تحویلشده را نشان دهد. معرفی یک رندر بدون توضیح بستر طراحی، برای مقایسهٔ توان حرفهای کافی نیست. در پروژهٔ محدود، کیفیت پاسخ به همان محدودیتها میتواند معیار مناسبتری از پیچیدگی فرم باشد.
بازنگری جایگاه با تجربهٔ واقعی
انتخاب مارکت هدف تصمیمی همیشگی نیست. پس از چند پروژه، بررسی کنید چه سفارشهایی با مهارت، ظرفیت تیم و شیوهٔ همکاری شما سازگارتر بودهاند. هدف این مقاله شناخت جایگاه و رقابت در معماری است؛ برنامهٔ جذب مشتری و ابزارهای بازاریابی موضوع مقالهٔ مرتبطی است که در متن معرفی شده است.
